دلم هوای سر کوی یار دارد بسجدی ۱۲, ۱۳۹۴

دلم هوای سر کوی یار دارد بس
بدیده عکس رخ آن نگار دارد و بس

جهان اگر چه پر از خوبهاست میدانم
ولی چو او یکی در روز گار دارد و بس

هزار حاتم طائی بود گدای درش
چرا که جود ورا کردگار دارد و بس

شنیده ای که مسیحا حیات می بخشید
دوصد مسیح به بالای دار دارد و بس

خلیل از آن سوی آتش روانه گشت دلیر
که دید نور ز سیماش نار دارد و بس

خدای خلقت آدم از آن نمود که او
به صلب این گهر شاهوار دارد و بس

تمام عالمیان عاشق لقای ویند
چرا که عشق به معشوق کار دارد و بس

به انتظار نشین بر در سرای امید
که دیدنش بخدا انتظار دارد و بس

کسی زعشق زند دم که در ره معشوق
همیشه دیده زغم اشکبار دارد و بس

ترا بغیر چه حاجت اگر زاهل دلی
که دل نیاز به دیدار یار دارد و بس

گدائی در میخانه چیست جز جامی
بیا ببین که هزاران هزار دارد و بس

لب چو غنچه اش ار وا شود بوقت سخن
قرار بهر دل بی قرار دارد و بس

بگاه جود و سخا چون خدا کریم و رحیم
بدهر مثل خودش نه و چار دارد و بس

بوقت جنگ چو وارد بکار و زار شود
شجاعت علوی یادگار دارد و بس

ز ظلم و ظالم و بیدین اثر نخواهد ماند
چو او بدست خودش ذوالفقار دارد و بس

مرا ز عشق همین بس که او کند نظری
وگرنه همچو منی بیشمار دارد و بس

اگر بکفشکنم جا دهد بود فخرم
که خادمی درش افتخار دارد و بس

من از کشااکش روز جزا چرا ترسم
مگر نه او بکفش اختیار دارد و بس

نه زمهریر ببینم نه گرمی دوزخ
محب حضرت مهدی بهار دارد و بس

ایا امام زمان پادشاه کشور دین
وجود پاک ترا دین مدار دارد و بس

شهنشها نظری سوی شیعیانت کن
چرا که شیعه ترا شهریار دارد و بس

بیا که زاتش درد فراق تو سوزیم
کجا بغیر تو کس غمگسار دارد و بس

هزار درد بیک سوی و درد دوری تو
چو کوه روی دل ما فشار دارد و بس

ز بس نظاره نمودیم راه آمدنت
ببین که چشم محبان غبار دارد و بس

بیا که شیعه دگر تاب انتظار ندارد
بیا که نخل رسای تو بار دارد و بس

بیا که کشور ما زیر چکمه های نفاق
خراب و مردم ما حال زار دارد و بس

بیا که سینۀ پر درد ما هزاران راز
نهان برای تو ای راز دار دارد و بس

ز فتنه ها و ستمها و ظلم و بیدینی
چگونه شرح دهم طبع عار دارد و بس

بیا ز لطف ببین حال زار «حجت» را
که از غم تو فقط شام تار دارد و بس

حدیث روز
امام على عليه السلام:
ظَـلَمَ الْحَقَّ مَنْ نَصَرَ الْباطِلَ؛
هر كس باطل را يارى كند، به حق ستم كرده است.
غررالحكم، ح 6041
در محضر فقیه

مرحوم والد ما (حضرت آیت الله العظمی میر علی احمد حجت) رحمة الله علیه می گفت ما باید برای چند مطلب خدا را هر روز شکر کنیم:

۱. خدا را شاکر باشیم که ما را هست کرد؛ خدا می توانست ما را نیافریند، بسیار آدم ها آفریده نشدند، نطفه هایی که بر اثر احتلام از بین رفتند یا در رحم سقط شدند یا اصلا منعقد نشدند. پس خدا به ما نعمت داد و ما را هست کرد.
۲. خدا را شاکر باشیم که ما را انسان آفرید؛ می شد آن موادی که این نطفه از آن منعقد شده در صلب حیوانی برود و آن نطفه از آن مواد درست شود و ما به صورت حیوان به دنیا بیاییم.
۳. خدا را شاکر باشیم که ما را سالم آفرید.
۴. خدا را شاکر باشیم که ما را مسلمان آفرید.
۵. خدا را شاکر باشیم که ما را شیعه آفرید.
۶. خدا را شاکر باشیم که ما را شیعه ۱۲ امامی آفرید.

این ها همه شکر دارد، هر کدام این ها را اگر فکر کنید یک دنیا مطلب در آن خوابیده؛ مقام انسان، مقام مسلمان، مقام شیعه اثناعشری، پیروی از اهل البیت علیهم السلام و… این ها را نمی شود با افکار ساده و نزدیک بین سنجید!

— فقیه اهل البیت ایت الله سید محسن حجت دام ظله
دروس خارج فقه - فقه القضاء

فقه القضاء – جلسه دوازدهم

فقه القضاء (خارج فقه) فقیه اهل البیت آیت الله سید محسن حجت (دام ظله) جلسه دوازدهم حوزه علمیه حضرت آیت الله العظمی حجت (ره) ۱۵/۴/۱۳۹۸

دروس تفسیر - آیات الاحکام

تفسیر آیات الاحکام – جلسه سوم

تفسیر (آیات الاحکام) فقیه اهل البیت آیت الله سید محسن حجت (دام ظله) جلسه سوم حوزه علمیه حضرت آیت الله العظمی حجت (ره) ۱۳۹۸