جستجوی استفتائات
جستجو در عنوان
جستجو در متن
جستجو در نظرات
جستجو در چکیده
جستجو در نوشته ها
جستجو در صفحات
Search in groups
Search in users
Search in forums
فیلتر با نوع نوشته
انتخاب دسته بندی
انتخاب دسته بندی دسته بندی استفتائات
مسائل عمومی
سوالات تخصصی فقه و اصول
احکام نماز
احکام نکاح یا ازذواج و زناشویی
احکام نذر و عهد و قسم خوردن
احکام عزاداری
احکام طهارت
احکام روزه
احکام حج
احکام جعاله
احکام ارث
احکام اخلاقی
{ "homeurl": "http://hojjat.org/fa/", "resultstype": "vertical", "resultsposition": "hover", "itemscount": 3, "imagewidth": 70, "imageheight": 70, "resultitemheight": "auto", "showauthor": 1, "showdate": 1, "showdescription": 1, "charcount": 3, "noresultstext": "چیزی یافت نشد", "didyoumeantext": "آیا منظور شما این است:", "defaultImage": "http://hojjat.org/fa/wp-content/plugins/ajax-search-pro/img/default.jpg", "highlight": 0, "highlightwholewords": 0, "openToBlank": 0, "scrollToResults": 0, "resultareaclickable": 1, "autocomplete": { "enabled": 1, "googleOnly": 0, "lang": "fa" }, "triggerontype": 1, "triggeronclick": 1, "triggeronreturn": 1, "triggerOnFacetChange": 0, "overridewpdefault": 0, "redirectonclick": 0, "redirectClickTo": "results_page", "redirect_on_enter": 0, "redirectEnterTo": "results_page", "redirect_url": "?s={phrase}", "more_redirect_url": "?s={phrase}", "settingsimagepos": "left", "settingsVisible": 0, "hresultanimation": "bounceIn", "vresultanimation": "rollIn", "hresulthidedesc": "1", "prescontainerheight": "400px", "pshowsubtitle": "0", "pshowdesc": "1", "closeOnDocClick": 1, "iifNoImage": "description", "iiRows": 2, "iitemsWidth": 200, "iitemsHeight": 200, "iishowOverlay": 1, "iiblurOverlay": 1, "iihideContent": 1, "iianimation": "bounceIn", "analytics": 0, "analyticsString": "", "aapl": { "on_click": 0, "on_magnifier": 0, "on_enter": 0, "on_typing": 0 }, "compact": { "enabled": 0, "width": "100%", "closeOnMagnifier": 1, "closeOnDocument": 0, "position": "static" } }
یا علی مدد گفتن

یا علی مدد گفتن و توسل به ائمه اطهار ع با ایاک نعبد و ایاک نستعین و آیه زیر در تضاد نیست؟
أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ

باسمه تعالی اولا : توسل یعنی تمسک به وسیله برای رسیدن به هدف و اگر توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و اهلبیت علیهم السلام شرک باشد پس توسل بهر وسیله ای شرک است زیرا این قانون استثنا قبول نمیکند ، پس کسیکه سوار اتومبیل میشود تا خود را بمقصدی برساند او به اتومبیل توسل کرده است و باید مشرک باشد ، هم چنین اگر کسی مریض میشود و به دکتر مراجه میکند ، او به دکتر توسل کرده است و باید مشرک باشد ، در حالیکه این چنین نیست . ثانیا : دعا در لغت عرب حد اقل بر دو معنی استعمال میشود یکی بمعنی عبادت و دیگری بمعنی نداء و صدا زدن و در وقتی که ما کسی را میخوانیم او را عبادت نکرده ایم بلکه فقط او را صدا زده ایم . در خود قرآن کریم هم مواردی وجود دارد که انسانهای موحد دیگران را با کلمه (یا) خوانده اند و خداوند هرگز آنها را مشرک نخوانده و از این کار هم برحذر نداشته است . بعنوان نمونه به این آیه مبارکه توجه فرمائید : ” إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ” [یاد کن] زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم ، دیدم [آنها] براى من سجده مى ‏کنند ” (۱) . یا این آیه مبارکه : ” قالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ ” [یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏حکایت مکن ” (۲) . در این دو مورد که بعنوان نمونه نقل شد می بینید که دو پیامبر خداوند همدیگر را با کلمه (یا) مورد خطاب قرار میدهند و اگر این کار شرک بود اولا این دو پیامبر بزرگوار انجام نمیدادند و ثانیا خداوند برای آنها توضیح میداد که دیگر در آینده از این لفظ استفاده نکنید . ممکن است بعضی از اشکال کنندگان بگویند این کلمه وقتی شرک آور است که برای کمک خواستن از دیگران باشد اما اگر نفس صدا کردن طرف بود شرک نمیشود . جواب باز از قرآن کریم میدهیم خداوند متعال میفرماید : ” قَالُواْ یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ ، قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ” [فرزندان یعقوب] گفتند : اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم ، گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش میخواهم که او همانا آمرزنده مهربان است” (۳) . در این آیه مبارکه هم بوضوح دیده میشود که فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام به پدر شان توسل میکنند و از او کمک در آمرزش گناهان خود میخواهند ، حضرت یعقوب علیه السلام نیز بدون آنکه آنها را از این عمل منع کند به آنها و عده میدهد که از خداوند متعال برایشان طلب مغفرت نماید ، در حالیکه اگر این قضیه شرک بود ، هرگز حضرت یعقوب علیه السلام اینکار را انجام نمیداد . ثالثا : خداوند متعال در قرآن کریم به ما دستور میدهد که بسوی او وسیله ای داشته باشیم چنانچه میفرماید : ” یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جَهِدُوا فى سبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ ” اى کسانى که ایمان آورده اید پرهیزگارى پیشه کنید و وسیله اى براى تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید ” (۴) . در این آیه مبارکه نیز اتخاذ وسیله بسوی خداوند مأموربه قرار گرفته است و اگر این کار شرک بود هرگز خداوند متعال چنین دستوری برای ما نمیداد و از ما نمی خواست که وسیله ای برای خود انتخاب کنیم . گفته نشود که آن وسیله ای که خداوند از ما خواسته است عباداتی مثل نماز و روزه و…. میباشد که بوسیله این عبادات انسان میتواند بخدا توسل جوید نه توسل به بزرگان دین چنانکه در بعضی از روایات فریقین نیز نقل شده است ، زیرا در جواب عرض میشود که آنچه در روایات گفته شده است بعنوان تنها مصداق وسیله نیست بلکه معرفی بعضی از وسائل است ، بتعبیر دیگر از روایاتی که در رابطه با معرفی وسیله آمده است استفاده میشود که عبادت وسیله است اما اینکه توسل به انبیاء و صلحاء و اولیاء وسیله نباشد منعی دیده نمیشود . رابعا : معنی نزدیک بودن خداوند بما ، نزدیک بودن ما بخداوند نیست زیرا این قرب مثل قربهای جسمانی نیست که اگر من به شما نزدیک باشم شما هم به من نزدیک هستید بلکه این قرب ، روحانی است و در این نوع نزدیک بودن گاهی قرب و نزدیکی یک طرفه است چنانکه خداوند متعال به همه عالم و آدم از کافر و مسلمان ، مشرک و موحد ، فاسق و مؤمن نزدیک است در حالیکه کافر و مشرک و فاسق بخداوند قرب و نزدیکی ندارند . خامسا : انسان در بعضی از مواقع عمر خود کارهای ناشایستی انجام میدهد که آبرویی برای خود نزد خداوند باقی نمیگذارد و در این موارد نیاز بواسطه ای آبرومند در نزد خداوند متعال دارد که خداوند بسبب قرب و مقام واسطه از این شخص بگذرد و دعایش را مستجاب کند . سادسا : هر مسلمانی میداند که همه کاره در عالم هستی خداوند متعال است ، پس در توسل هیچ کس از پیامبر و ائمه علیهم السلام نمی خواهد که آنها مریضش را شفا دهند یا دردش را دوا کنند یا حاجتش را برآورده گردانند ، بلکه از آنها میخواهند که بین آنها و خداوند واسطه قرار بگیرند ، بهمین جهت است که در دعای توسل که خواندن آن بین شیعیان مرسوم و معمول است پس از توسل به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یا هریک از معصومین علیهم السلام گفته میشود : ” یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله ” ای کسیکه تو در پیشگاه خداوند آبرومند هستی ، از من نزد خداوند شفاعت کن . سابعا : درست است که ضار و نافع بصورت مستقل خداوند متعال است ، اما خداوند دنیا را دار اسباب و علل قرار داده است و حتی بعضی از اشیاء جامد و بدون روح را ضار یا نافع خلق کرده است مثلا زهر کشنده است اما این کشندگی را که به آن داده است ، یا خوراکیها نافع اند اما این نفع رسانی را که به آن داده است ، یقینا در جواب باید گفته شود خداوند متعال ، پس اگر خداوند میتواند گیاهان و نباتات را ضار و نافع قرار بدهد آیا نمی تواند قدرت نفع رسانی به بندگان صالح خود عطا کند ؟ ، چنانکه این مطلب از در خواست پسران حضرت یعقوب علیه السلام از پدر شان و وعده حضرت یعقوب کاملا مشخص و روشن است . گفته میشود : حضرت یعقوب در آن موقع زنده بود و زنده میتواند ضار و نافع و باشد و توسل به زنده اشکال ندارد اما شما شیعیان به مردگان توسل میکنید و مرده نمی تواند ضار یا نافع باشد . جواب میدهیم که : اگر توسل شرک است دیگر فرقی بین زنده و مرده نیست زیرا این گفتار شبیه آنست که اگر شما زنده را پرستش کردید شرک نیست اما اگر مرده را پرستش کردید شرک میشود ، بلکه اگر توسل شرک باشد این شرک بودن طبق عقیده اشکال کنندگان در زنده بیشتر قابل اثبات است تا مرده . از طرف دیگر ما همه مسلمانیم و معتقدیم که انسان دارای روح و بدن است و این انسان بعد از مرگ روحش از بدن جدا شده اما در عالم برزخ در قالب مثالی بزندگی برزخی خود تا روز قیامت ادامه خواهد داد ، و اگر از انبیاء و اولیاء باشد خداوند متعال روح او را آزاد میگذارد و توسط ملائکه پیغام دیگران را به او میرساند . آیا وقتی ما در نماز میگوئیم السلام علیک ایهاالنبی و رحمه الله و برکاته پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم میشنود یا خیر ؟ اگر گفته شود که نمی شنود جواب ، میدهیم که پس باید بصیغه خطاب نباشد ، و اگر گفته شود که توسط ملائکه به آنحضرت خبر داده میشود ، جواب میدهیم که این خود یعنی که آنحضرت میتواند مطالب را بشنود و از آن با خبر شود پس اگر توسل هم کردیم توسط ملائکه به آنحضرت خبر داده میشود . میگویند : مشرکین مکه هم چنانکه قرآن کریم از آنها نقل میکند میگفتند : ” وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى ” و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته ‏اند [به این بهانه که] ما آنها را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمى ‏پرستیم” (۵) . میگوئیم : در این آیه مبارکه اولا کلمه نعبد آمده است که بمعنی عبادت و پرستش است و عبادت غیر خدا حتی اگر برای توسل و تقرب بخداوند باشد نیز شرک و باطل است و ثانیا حتی اگر مشرکین آنجا کلمه عبادت را هم بکار نمیگرفتند باز عمل آنها باطل و غلط بود زیرا که بوسیله بت و باطل امکان تقرب بخداوند نیست و ثالثا توسل عبادت و پرستش نیست و رابعا پیامبر و خاندان آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم بت نیستند بلکه بندگان مقرب خداوند میباشند . میگویند : خداوند متعال در وصف حال مشرکین قریش میفرماید : ” وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا ” و به جاى خدا چیزهایى را می پرستند که نه به آنان زیان می‏رساند و نه به آنان سود میدهد و می‏گویند اینها نزد خدا شفاعتگران ما هستند ” (۶) . میگوئیم : در آیه مبارکه نیز خداوند متعال کلمه یعبد را که بمعنی پرستش است ، بکار گرفته است که مسلما شرک است ، بتها هم آنچنانکه آنها فکر میکردند نبودند ، و نمی توانستند شفعای آنها باشند چون تقربی در پیشگاه خداوند نداشتند ولی در توسل پرستش نیست و توسل شده نیز در پیشگاه خداوند تقرب دارد و توسل کننده نیز میداند که همه کاره خداوند است و خداوند نیز به توسل شده نظر لطف و عنایت دارد و خواسته او را بی جواب نمی ماند . در ضمن خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به مشرکین میفرماید : ” إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ ” در حقیقت‏ شما و آنچه غیر از خدا مى ‏پرستید هیزم دوزخید شما در آن وارد خواهید شد” (۷) . باید اشکال کنندگان طبق استدلالی که میکنند و توسل را عبادت من دون الله میدانند ، معتقد شوند که پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم و ائمه و انبیاء و علیهم السلام و صلحاء همه هیزم جهنم هستند ، چون شیعیان و اهل سنت توسل به این بزرگواران را جایز میدانند و توسل هم میکنند و از نظر وهابیت این توسل عبادت من الله است پس آنهائی که توسل میکنند و آنهائی که مورد توسل قرار میگیرند همه باید هیزم جهنم باشند ، در حالیکه امکان اعتقاد به یک همچه امری نیست چون هرکه خودش را مسلمان میداند نمی تواند معتقد شود که پیامبر و اهلبیت علیهم السلام و سایر انبیاء و صلحاء هیزم جهنم باشند ، پس معلوم میشود مراد از دون الله بتها و مراد از عبادت هم پرستش آنها است و فرقی نمیکند که عبادت بتها بمنظور تقرب بخدا باشد یا نباشد زیرا عبادت غیر خدا بهر منظوری که باشد شرک است ، اما همانطوریکه عرض کردیم توسل عبادت نیست و چون عبادت نیست پس شرک نیست . ثامنا : در روایاتی که در کتب قوم آمده است توسل صحابه و تابعین و علماء ثابت است و معلوم میشود که از نظر آنان توسل امری مطلوب و جایز میباشد . ابن جعد با سند نقل میکند که ” عصب پای عبد الله ابن عمر بشدت گرفت و عبد الرحمن بن سعد که در محضر او بود گفت ترا چه شده است ؛ جواب داد : عصب پایم از این جا گرفته است ؛ گفت کسی را بخوان که بیشتر از همه دوستش داری و او فورا گفت ( یا محمد ) و مشکلش رفع شد ” (۸) . در کتاب الموسوعه الفقهیه از قسطلانی نقل شده که گفت : ” از مالک روایت شده که دومین خلیفه عباسی ابو جعفر منصور از او سؤال کرد : آیا در موقع دعا رویم را بسوی قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم کنم یا اینکه رو بقبله بایستم و پشتم به طرف قبر باشد ؛ مالک در جواب گفت : چرا رویت را برگردانی بلکه رو بطرف قبر ایستاده شو زیرا که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وسیله تو و وسیله پدرت آدم است تا بروز قیامت بلکه آنحضرت را شفیع خودت قرار بده . این قصه را ابوالحسن علی بن فهر در کتاب فضائل مالک با سند نقل کرده است و گفته است اشکالی در صحت این داستان نیست و هم چنین قاضی عیاض در شفاء از عده ای از شیوخ بطریق خودش نقل نموده است . هم چنین از نووی در باب زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده : ” بعد زائر برگردد مقابل صورت آنحضرت و به او توسل جوید و آنبزرگوار را نزد پروردگارش شفیع قرار دهد ” (۹) . قزوینی با سند نقل میکند که در زمان خلافت خلیفه دوم در مدینه قحطی آمد و مردی از اعراب رفت نزد قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و خطاب به آنحضرت عرض کرد یا رسول الله برای امتت از خدا طلب باران کن ، پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را در خواب دید که به او دستور میدهد برو نزد خلیفه و سلام برسان و بگو که باران آمدنی است ” (۱۰) . ذهبی نقل میکند باسند از بعضی علمای سمرقند که در یکی از سالها باران نبارید و قحطی آمد ، مردم بارها از خدا باران طلب کردند و نماز استسقاء خواندند باز نیامد تا اینکه مرد صالحی نزد قاضی سمرقند آمده و گفت من پیشنهاد میکنم که تو با مردم بسوی قبر محمد بن اسماعیل بخاری ( صاحب صحیح ) بروی و در آنجا همه باهم از خدا طلب باران کنیم ، پس قاضی و همه مردم رفتند و صاحب قبر را نزد خدا شفیع قرار دادند و گریه کردند ، خداوند متعال دعای آنها را مستجاب نموده باران عظیمی فرستاد که مدت هفت روز طول کشید ” (۱۱) . ابن تیمیه میگوید : ” وَقَدْ رَوَى التِّرْمِذِیُّ حَدِیثًا صَحِیحًا عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ عَلَّمَ رَجُلًا أَنْ یَدْعُوَ فَیَقُولَ : اللَّهُمَّ إنِّی أَسْأَلُک وَأَتَوَسَّلُ إلَیْک بِنَبِیِّک مُحَمَّدٍ نَبِیِّ الرَّحْمَهِ یَا مُحَمَّدُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إنِّی أَتَوَسَّلُ بِک إلَى رَبِّی فِی حَاجَتِی لِیَقْضِیَهَا لِی اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِیَّ وَرَوَى النسائی نَحْوَ هَذَا الدُّعَاءِ ” ترمذی حدیث صحیحی را از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده است که آنحضرت مردی را تعلیم داد که اینگونه دعا کند ، خدایا از تو میخواهم به پیامبرت محمد که نبی رحمت است ، یا محمد یا رسول الله من توسل میکنم بتو بسوی پروردگارم در حاجتی که دارم تا خداوند حاجتم را بر آورده کند ، خدایا شفاعت پیامبرت را در رابطه با من قبول کن ، و نسائی هم این حدیث را نقل کرده است ” (۱۲) . پس نتیجه میگیریم که توسل جایز بلکه لازم است و هیچ گونه شائبه شرکی در آن وجود ندارد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (۱)یوسف ۴ . (۲) یوسف ۵ . (۳) یوسف ۹۷ – ۹۸ . (۴) مائده ۳۵ . (۵) زمر ۳ . (۶) یونس ۱۸ . (۷) انبیاء ۹۸ . (۸) مسند ابی جعد ص ۳۶۹ . (۹) الموسوعه الفقهیه ج ۱۴ ص ۱۵۷ . (۱۰) الارشاد فی معرفه علماء الحدیث ص ۶۳ . (۱۱) سیر اعلام النبلاء ج ۱۲ ص ۴۶۹ . (۱۲) مجموع الفتاوی ج ۱ ص ۹۵ .