زندگینامه زعیم فقید شیعیان افغانستان حضرت آیت الله العظمی میر علی احمد حجت رهجدی ۲, ۱۳۹۴

آیت الله العظمی میر علی احمد حجت

زندگینامه زعیم فقید شیعیان افغانستان حضرت آیت الله العظمی میر علی احمد حجت ره

حضرت آیت الله العظمی آقای سید احمد کابلی مشهور به میر علی احمد حجت (رضوان الله تعالی علیه) در حدود سال های ۱۳۰۷ یا ۱۳۰۸ هجری قمری مطابق با ۱۲۶۸ یا ۱۲۶۹ هجری شمسی در یک خانواده ی متدین و مذهبی در کابل دیده به جهان گشود. ایشان دارای دو برادر و دو خواهر بودند که برادر بزرگ معظم له عالم شهیر و شاعر توانا مرحوم علامه آقای بلبل (رح) و برادر کوچک ایشان مرحوم آیت الله آقای شریعت (قده) می باشند که هر دو قبل از مرحوم آیت الله حجت دار فانی را وداع گفته و به سرای آخرت شتافتند.

نسب ایشان به سید حسن آقا که مرقد مطهرش در گردیز زیارتگاه خاص و عام است رسیده و سپس از طریق حضرت ابراهیم مرتضی به امام همام حضرت امام موسی بن جعفر (ع) منتهی می شود.

در روزگاری که مرحوم آیت الله حجت متولد شد، عبدالرحمان خان پادشاه ظالم و خونخوار به نمایندگی از طرف دولت استعمار گر انگلیس در آن سرزمین حکومت می کرد. یکی از جنایات هولناک آن سفاک دستگیری و به شهادت رسانیدن جد، پدر و عموی معظم له بود در حالی که ایشان بیش از دو سال نداشت. پس از آن هم تمام مایملک و دار و ندار آن ها را تاراج نموده و به غارت بردند.

[آیت الله حجت کابلی]

۲- حرکت به سوی مشهد مقدس برای تحصیل

برادر بزرگ آیت الله حجت، مرحوم علامه آقای بلبل ، چون در زمان شهادت پدر بیش از پانزده سال داشت برای این که از شر حکومت عبد الرحمان خانی در امان بماند مخفیانه روانه مشهد مقدس شده مشغول تحصیل علوم دینی گردید و پس از گذشت ده سال و فوت عبد الرحمان خان به کابل مراجعت نموده، دو برادر خویش را در حالی که مرحوم آیت الله حجت دوازده و مرحوم آیت الله شریعت ده سال بیشتر نداشتند با خود به طرف مشهد مقدس حرکت داد.

مرحوم آیت الله العظمی آقای حجت در حوزه ی علمیه ی مشهد از ابتدای علوم متداوله در حوزه شروع نموده و ده سال تمام آن چنان کوشا و جدی به درس و تحصیل خویش ادامه داد که در اندک زمان جزء افراد سرشناس آن حوزه ی مقدسه گردید طوری که خود نیز حوزه ی درسی تشکیل داده شاگردانی تربیت نمود.

۳- حرکت به سوی قم و نجف اشرف برای ادامه ی تحصیل

آیت الله حجت و برادرش شریعت[ از مشهد به قم رفتند و] پس از مدتی تحصیل در قم تصمیم به رفتن به نجف اشرف که در آن زمان بزرگترین حوزه ی علمیه در جهان تشیع بود گرفتند. مرحوم آیت الله حجت پس از تشرف به نجف اشرف بدون معطلی مشغول به تحصیل شده و در مدت نزدیک به ده سال اقامت درآن مکان مقدس، از محضر علمای بزرگی چون مرحوم آیت الله العظمی سید ابو الحسن اصفهانی که در آن زمان مرجع علی الاطلاق جهان تشیع بود و مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمد حسین نائینی و مرحوم آیت الله العظمی شیخ ضیاء الدین عراقی استفاده شایانی نموده در کسب فیوضات علمی و اخلاقی آن چنان جدی و پرتلاش بود که از طرف آن اساتید بزرگ وعلمای عظیم الشأن مفتخر به اخذ اجازه نامه های اجتهاد گردید.

درنجف اشرف هم ضمن تحصیل و تشرف خدمت علمای بزرگ آن زمان، خود معظم له نیز کتاب های متداوله در اصول و فقه و فلسفه و کلام را تدریس می نمود و چون بیان زیبا و تسلط کامل داشت در اندک زمانی مشهور بین طلاب شده مورد استقبال آنان قرار گرفت.

۴- تصمیم عودت به وطن

مرحوم آیت الله حجت پس از اتمام تحصیل و رسیدن به مقام عالی و رفیع اجتهاد تصمیم گرفت به وطن برگردد تا برای نجات مذهب و پیاده شدن احکام آن خدمت نموده دین خود را نسبت به اسلام و تشیع ادا نماید.

در موقع ورود به کابل، ابتدا از طرف اقوام نزدیک و عده ای از مؤمنین که با مرحوم علامه آقای بلبل آشنایی داشتند مورد استقبال قرار گرفت. بعد از مدتی استراحت، در یکی از حسینیه های خصوصی که در محله شیعه نشین چنداول واقع بود و در خفا و با بستن درب های محله در شب مجلس دایر می شد مشغول به ارشاد و سخنرانی شد. علت این مخفی کاری آن بود که برگزاری مجالس عزاداری و سینه زنی و بلکه اساساً جایی را به نام حسینیه یاد کردن از نظر قدرت حاکمه ی وقت و متعصبان نادانی که حقیقت اسلام را درک نکرده بودند شرک و بت پرستی به حساب می آمد و بالاتر آن که شیعیان را به خاطر این که مسجدی نداشتند تا به رسم شیعی نماز بخوانند منکر جماعت و چون درخفا و تقیه نماز را بر پا می داشتند تارک الصلاه می دانستند. حتی از نظر دولت وقت و مزدوران او ملت تشیع عبارت بودند از یک عده مردمان بی دینی که پیغمبری پیغمبر خاتم را قبول نداشته معتقد به نبوت حضرت علی (ع) هستند، و چون به مهر تربت کربلا سجده می کنند، خدای واحد و یکتا را قبول ندارند. معظم له در همچه عصر و زمانی از نجف اشرف به کابل آمده و اراده داشت شیعیان را از این وضع نجات بدهد، در صورتی که تنهای تنها بود و خیلی از مردم نیز او را از این راه باز می داشتند، اما او با اتکا به خدا و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت تصمیم خودش را گرفته بود و باید آن را عملی می کرد.

۵- احداث تکیه خانه عمومی چنداول و ترمیم و توسعه ی مسجد شهید قاضی شهاب

آیت الله حجت پس از تصمیم برای احداث مرکز، منزلی را که نسبتاً وسیع بود، خریداری نمودند. سپس آن مکان را به نام تکیه خانه ی عمومی نامگذاری و اعلام نمودند. ضمناً باید گفته شود که تکیه خانه ی عمومی گرچه به نام حسینیه بود، اما تنها برای اقامه ی عزاداری نبود بلکه در ضمن حسینیه بودن مسجد هم بود و بر علاوه مسجد مدرسه بود و در یک کلام آنچه در آن عصر مسلمانان شیعه لازم داشتند در آنجا به دست می آمد، خلاصه که حسینیه ی به تمام معنی حسینیه بود.

در کنار حسینیه نیز مسجد کوچک وجود داشت که به نام مسجد قاضی شهاب یاد می شد. معظم له آن مسجد را نیز تصرف نموده و خرابی های آن را ترمیم و در آن برای اولین بار در تاریخ تشیع افغانستان نماز جماعت با دست باز به طور علنی برگزار گردید. ولی مشکل این بود که کسی حاضر نمی شد پشت بام مسجد رفته اذان را به طریق مکتب تشیع بلند و جلی بر زبان جاری کند بنابراین خود ایشان صبح ها پشت بام مسجد رفته به گفتن اذان مشغول می شد. بالاخره موذنی پیدا شد که بدون ترس و خوف اذان بگوید، و او مرحوم حاجی قربان معروف به حاجی بلا بود که خدای متعال او را با موالیانش محشور بگرداند.

۶- تعمیر زیارت سخی و برپایی علنی مراسم شیعی در آن مکان

پس از توسعه و تعمیر مسجد قاضی شهاب و احداث تکیه خانه ی عمومی در چنداول، لازم بود عنعنات و مراسم مذهبی شیعیان در محلی واقع شود که در برابر دید همه ی مردم باشد، تا آن ها که شیعه را به تارک الصلاه بودن و قبول نداشتن جماعت و امثال آن متهم می کردند، ببیننند و بدانند که شیعه هم نماز می خواند و هم جماعت را به نحو احسن بر پا می دارد. برای این کار بهترین جا و مکان مناسب زیارتگاه بود واقع در دامنه ی علی آباد کابل که به نام نامی امیر مومنان علی (ع) یاد می شد و مردم آن را زیارت سخی می نامیدند و گنبد و بارگاه کوچکی در آنجا نیز از قدیم الایام وجود داشت.

انتخاب این مکان و تصرف آن برای چند جهت بود:

۱- مکان مذکور در دامنه ی کوه آسمایی قرار داشته جای بسیار وسیع و بزرگی بود که گنجایش صدها هزار نفر را داشت.

۲- زیارتگاه بود و خواص و عوام در آن رفت و آمد داشتند.

۳- در روز نوروز عده ی کثیری از مردم اعم از شیعه و سنی آنجا برای برپایی مراسم نوروز می آمدند، ضمناً قابل ذکر است که عید نوروز در افغانستان نه به عنوان عیدی سنتی و باستانی بلکه به عنوان یکی از اعیاد مذهبی تجلیل می شود و مشهور است که این روز مصادف بوده با روز بیعت مسلمانان با امیر مومنان علی (ع) و رسیدن آن حضرت به خلافت. روی همین لحاظ آن روز را به نام روز تخت نشینی علی (ع) یاد می کنند.

۴- والی، رئیس بلدیه [= شهرداری] ، قوماندان امنیه ی ولایت کابل و عده ی کثیری از صاحب منصبان و افسران و افراد نظامی و انتظامی هم برای حفظ نظم و امنیت در آن روز، آنجا می آمدند، و این خود سبب می شد تا آن ها متوجه جمعیت نمازگذار شیعه شده بدانند که شیعیان هم برای خودشان مراسمی اسلامی و مذهبی داشته از این جهت با بقیه ی مسلمان ها فرقی ندارند و هم فکر سرکوبی ملت تشیع را از سر خود بیرون کنند.

۵- شیعیان مناطق هزاره جات که ساکن کابل بودند، برای دفن اموات خود مقبره ای در اختیار نداشتند، تصرف مکان مذکور موجب می گردید ا این مشکل آنان نیز رفع گردد و آزادانه بتوانند اموات خود را طبق آداب و سنن مذهب حقه ی جعفری به خاک بسپارند.

پس از تصرف و توسعه ی زیارتگاه باید انتظار می کشید تا نوروز فرا برسد و در آن اجتماع عظیم پرچم آزادی تشیع به اهتزاز درآید. بالاخره روز موعود فرا رسید، معظم له با توکل به خدای متعال وارد آن مکان شده، ابتدا پرچمی بسیار بلند با نداهای رسای یا علی مدد که اول از حنجره ی مرحوم حاجی محسن تکیه دار مشهور به بچه علی مدد بیرون می آمد و بعد مردم آن را تکرار می کردند بر افراشته شد. آن گاه مرحوم آیت الله حجت پیرامون شخصیت عظیم و والای امیر مومنان علی(ع) صحبت نموده و مطالبی چند در رابطه با حقانیت مکتب تشیع و رد اکاذیب که به شیعه نسبت داده می شد ایراد فرموده در آخر هم برای رفع مشکلات و اتحاد و اتفاق بین مسلمانان شیعه و سنی دعا نمود.

پس از دعا درچند جا اعلام شد مردم وضو بگیرند چون نماز ظهر و عصر در همین مکان به جماعت و به امامت حضرت آیت الله العظمی حجت اقامه می گردد. موذن شجاع و نترس مسجد قاضی شهاب مرحوم حاجی بلا، صدایش به گفتن اذان بلند شده بدون ترس هراس بعد از گفتن اشهد ان محمداً رسول الله جمله ی زیبای اشهد ان علیاً ولی الله را بر زبان جاری نمود. ده ها صف که طول هر کدام از صفوف بیشتر از صد متر را در بر می گرفت، پشت سرهم قرار گرفت، مهر های تربت گذاشته شد و نماز با دست باز به طور آشکارا و علنی بر پا گردید.

اثر این قضیه به حدی بود که حتی شاه محمود خان صدر اعظم وقت افغانستان گفته بود میر علی احمد آقا با این کار پرچم مذهب امام صادق را بر افراشت و اگر می دانستیم که کار به اینجا منتهی می شود از اول ممانعت می کردیم. این مراسم از آن روز تا آخرین سال حیات معظم له توسط خود ایشان و بعد هم تا زمان کودتای مزدوران روسی توسط فرزندان ایشان هر ساله برگزار می گردید.

ناگفته نماند که مرحوم آیت الله حجت بسیار مصرّ بود که شیعیان اکثراً در برابر چشمان برادران سنی وضو بگیرند و حتی نماز را هم گاهی در کنار رودخانه ی واقع در مرکز کابل بخوانند، تا اثبات کنند که آن ها اهل وضو و نماز بود و از این جهت فرقی با دیگر مسلمانان ندارند.

۷- برنامه های تبلیغی و تدریسی مرحوم آیت الله حجت

الف_ برنامه های تبلیغی

قبلاً متذکر شدیم که شیعیان افغانی پیش از آمدن مرحوم معظم له به کابل دارای حسینیه های مخفی بودند و معمولاً شب ها بعد از بسته شدن درب های محل های شیعه نشین مجالس سخنرانی، عزاداری و سینه زنی بر پا می کردند. اکثریت کسانی که در آن ایام در این مجالس برای شرکت کنندگان سخنرانی نموده و روضه می خواندند، از اسلام و حقایق آن و همچنین از مسایل و احکام شرعی بی خبر بوده مطالبی که روی منابر می گفتند، شامل یک سلسله از مسایل تحریف شده ای می شد که از سال ها پیش دهن به دهن گفته شده و به آن ها رسیده بود یا از کتب غیر موثق و فاقد اعتبار برداشت و به دیگران عرضه می گردید. به طور کلی می توان ادعا کرد که خیلی مطالب باطله در آن روزگار رنگ مذهب به خود گرفته و خیلی از حقایق جزء اباطیل به حساب می آمد.

روی همین جهت معظم له ، در منابر و مجالس که دایر می شد بیشتر بحث از مسایل اصلی و اساسی مذهب نموده عقاید و معتقدات شیعی را با بیان ساده و شیوا برای مردم بیان می نمود، تا پس از سال ها رنج و تلاش و تحمل زحمات طاقت فرسا و جانکاه موفق شد چهره ی واقعی مذهب حقه ی جعفری را نمایانده مطالب غیر صحیح را از صحیح جدا نماید.

بر همین اساس است که به صراحت می توان ادعا کرد، مرحوم آیت الله العظمی حجت نه تنها یک فقیه، مجتهد، سخنران بیدار کننده و منجی شیعیان بلکه مجدد مذهب آنان در قرن چهاردهم هجری بوده است. معظم له برای این که بیشتر بتواند در این راه موفق باشد بر علاوه سخنرانی درس هایی از اصول عقاید، تفسیر و احکام را به زبان ساده برای جمعی از مومنین دایر نمود، تا آن ها را از نظر فکری و عقیدتی مسلح کند که بتوانند به خوبی از عهده ی اثبات حقانیت مذهب خویش در مواقع بحث و مناظره برآیند.

یکی دیگر از برنامه های تبلیغی مرحوم آیت الله حجت مسأله ی تزکیه و خودسازی بود که با بیان آیات الهی، مسایل عالم برزخ و معاد مومنان را تشویق و ترغیب به سوی انجام اعمال واجبه بلکه مستحبات و دوری از محرمات و حتی مکروهات می نمود، و این بحث ها آن چنان اثری در روحیه ی مردم گذاشته بود که حتی برای خواندن نماز شب صفوفی در مسجد قاضی شهاب تشکیل می شد تا چه رسد به نمازهای یومیه که اگر کسی دیرتر می رسید جایی برای نشستن در صفوف نماز پیدا نمی کرد و تا هنوز هم مرسوم مسجد قاضی شهاب بر اینست که باید نوافل یومیه مرتب خوانده شده بعد از نماز های واجب هم تعقیبات آن به جا آورده شود.

در حسینیه از منبر رفتن کسانی که هنوز کاملاً بر خود مسلط نشده بودند ممانعت می کرد، وقتی علت را جویا می شدند، می فرمود اگر آمر به معروف و ناهی از منکر خود عامل به آنچه می گوید نباشد دیگران را نیز به گمراهی می کشاند حتی به فرزند عزیز و بزرگوارش مرحوم حجه الاسلام آقا ضیا حجت با این که به سن ۲۵ سالگی رسیده و مهذب به اخلاق اسلامی و تحت تربیت کامل ایشان بود علی رغم اصرار عده ای از دوستان اجازه ی سخنرانی نمی داد بلکه می فرمود فقط یک مختصر روضه بخواند و بس.

ب_ برنامه های تدریسی

در این قسمت نیز مشکلات زیادی سر راه ایشان بود، چه در آن زمان معظم له بودجه ای برای ساختن مدرسه و دادن شهریه که نداشت هیچ، طلبه ای هم نبود تا از ایشان کسب فیض نماید، لذا در صدد تشویق عده ای برآمد تا فرزندان خویش را برای تحصیل علوم دینی نزد ایشان بفرستند و برای آن ها هم از اول صرف و نحو درس را شروع نمود.

آیت الله حجت برای تربیت شاگردان بیشتر دو سال متوالی و در هر سال شش ماه به بهسود که یکی از مناطق شیعه نشین افغانستان است و تا کابل مسافت چندانی ندارد سفر نموده مشغول تدریس کسانی شد که می خواستند طلبه و اهل علم باشند.

در تدریس بیانی شیوا و رسا داشت و همین باعث می شد تا طلاب با اشتیاق تمام پای درس ایشان نشسته و استفاده کنند، حتی عده ای از طلاب اهل تسنن با این که از نظر داشتن استاد در غنا و بی نیازی بودند نزد ایشان آمده درس های صرف و نحو و کتب فقهی و حدیثی خود را در محضر معظم له تحصیل نمودند.

پس از شروع به تدریس خیلی زود آوازه ی ایشان در اقصی نقاط افغانستان به گوش عاشقان علوم اهل البیت رسیده از اطراف و اکناف مردم فرزندان خودشان را به طرف کابل گسیل داشتند تا در خدمت ایشان کسب علم و ادب نموده دوباره به اوطان خود مراجعت و مردم را هدایت نمایند. طلاب هم پس از مدتی تحصیل و کسب فیوضات علمی و اخلاقی روانه ی مناطق خود شده به تدریس و تبلیغ می پرداختند، و بار مسؤولیت معظم له را سبک تر می نمودند.

از کسانی که بعد از استفاده از محضر ایشان و قبل از سفر به نجف اشرف قادر به تدریس سطوح عالیه بود و در زادگاه خویش مدرسه دایر نموده مشغول به تدریس شد می توان آیت الله سید سرور واعظ را و همچنین آیت الله شیخ محمد علی مدرس کابلی که به طور کامل خدمت معطم له تحصیل نموده و به مقام عالی اجتهاد نائل گردید نام برد. و دیگر شاگردان ایشان نیز عبارت اند از : آیت الله شیخ محمد امین افشار که دارای مدرسه و حسینیه ی مجلل و با شکوهی در وزیر آباد کابل بود و پس از کودتای مزدوران روسی دستگیر و ناپدید شد ؛ آیت الله شیخ عزیز الله غزنوی ، آیت الله سید عبد العظیم آقای سرکاریز، آیت الله آخوند شیخ غلام رضای زریافته، آیت الله سید علی جان علم الهدی، حجت الاسلام و المسلمین سید انور شاه آقای صدر، حجت الاسلام حاجی میر آقا که در منطقه ی چهاردهی کابل مشغول به انجام وظیفه بود، حجت الاسلام سید محمد حسین مصباح ، حجت الاسلام سید محمد امان بصیر، حجت الاسلام سید عبد الحمید ناصر ، حجت الاسلام میر علی احمد عالم و عده ی کثیری غیر از نامبردگان. ضمناً اگر بخواهیم تعداد شاگردان ایشان را بدانیم باید به ذکر جمله ای از حضرت آیت الله واعظ اکتفا کنیم که در روز سوم وفات مرحوم اقا ضیا حجت فرمود تمام علمای افغانستان یا بلا واسطه یا مع الواسطه شاگرد مرحوم آیت الله حجت هستند، چه تمام علمای بعد از ایشان یا نزد خود معظم له و یا نزد شاگردان ایشان تحصیل نموده و به مدارج عالیه ای از علم و کمال رسیدند.

۸- زهد و تقوای مرحوم آیت الله العظمی حجت

معظم له در انجام فرامین الهی و برنامه های عبادی، اتیان واجبات و مستحبات، ترک محرمات و حتی مکروهات آن چنان محکم بود که قلم از بیان آن عاجز و این مختصر نیز گنجایش توصیف زهد و تقوی آن بزرگ مرد علم و عمل را ندارد. او آن چنان شوق عبادت داشت که اگر روز های متوالی روزه گرفته شب ها را تا صبح به نماز و دعا بیدار می نشست، ابداً احساس خستگی نکرده بلکه نشاط و شاداب یبیشتری در جبین مبارکش ظاهر می گردید. در تلاوت قرآن کریم چونان علاقه ای داشت که علما و مردم او را انیس القرآن لقب داده بودند و به گفته ی خود معظم له که از ۵ – ۶ سالگی قاری قرآن بوده تلاوت آن کتاب آسمانی را بر هر کار دیگر مقدم می داشت. در فواصل بین درس ها قرآن تلاوت می نمود و با تمام مشاغل و گرفتاری هایی که داشت درهفته دو قرآن و در ماه مبارک رمضان سی قرآن ختم می نمود که با محاسبه ی تقریبی که بعد از رحلت ایشان به عمل آمد، معلوم شد که در طول عمر پر برکت خویش بیش از دوازده هزار مرتبه ختم قرآن کریم نموده است. بر علاوه تلاوت قرآن و نمازهای نافله به هیچ عنوان حاضر به ترک نماز شب نبوده در سردترین شب های زمستان نیز با آب سرد وضو گرفته از ساعت ۱۲ شب به مسجد می رفت و تا طلوع فجر مشغول نماز و دعا و مناجات بود، بعد از آن نماز صبح را به جماعت به جا آورده تا طلوع آفتاب مشغول به تعقیب می شد.

آیت الله حجت مسجد را بیش از هر جای دیگر دوست می داشت، لذا اکثر اوقات ایشان در روز و شب در مسجد سپری می شد حتی اگر کسی هم برای سؤال و مسأله می آمد و یا برای ملاقات با ایشان باز آن مرحوم را در مسجد زیارت می نمود، اگر گاهی به ایشان گفته می شد که یک مقدار استراحت کنند، این روایت را قرائت می فرمود: من کان بیته مسجد و کتابه قرآن وجبت له الجنه.

به غیر از روزه ی ماه مبارک رمضان از هر ماه سه روز اول و آخر و وسط آن را روزه دار بود، هم چنین ایامی که روزه آن مستحب است مثل نیمه ی شعبان و عید سعید غدیر و غیره را روزه می گرفت. بلکه تا قبل از آن که ضعف و کهولت بر ایشان اثر بگذارد، رجب و شعبان را از اول تا آخر روزه گرفته دیگران را نیز به این کار امر می نمود. شب ها هم عادتش این بود که بعد از نماز مغرب و عشا سوره های الرحمن و واقعه، ملک و چند سوره ی دیگر را خوانده بعد شام صرف نماید.

در خوراک و پوشاک نیز کاملاً تقوا و زهد را رعایت فرموده هیچ گاه حاضر به پوشیدن لباس های قیمتی و صرف نمودن خوراکی های متنوع و لذیذ نمی گردید. در مصرف سهم مبارک امام (ع) و سادات آن چنان محتاط بود که حتی اگر در منزل هم چیزی پیدا نمی شد مصرف ننموده و با یک کلمه ی ندارم خود را راحت می نمود.

در اوایل بلکه تا مدت ها بعد از آن منزل شخصی نداشته در خانه های دوستان و آشنایان زندگی می نمود، تا این که پس از مدت ها مردم برای ایشان منزلی تهیه نمودند که آن هم فاقد هر گونه وسایل راحتی از قبیل حمام، بادپکه، آب گرم و غیره بود. با تزیین منزل و پهن نمودن فرش های عالی مخالفت نموده می فرمود این ها دل را می میراند و انسان را از آخرت غافل می سازد.

از ریاست و ریاست خواهی متنفر بود، هیچ گاه حاضر نبود برای جلب مردم به خود و دور کردن آن ها از دیگران دست به کاری که مورد رضایت آن ها است، بزند و با این جمله که با خدا باش و پادشاهی کن به همه ابلاغ می کرد که تنها دست نیاز به سوی خالق بی نیاز دراز خواهد کرد و بس. از تجملات و داشتن حاجب و دربان خوشش نمی آمد، لذا دیدن ایشان در هر ساعت و برای هر کسی میسر بود. اگر جایی می رفت اکثراً حتی تا ده کیلومتر را هم پیاده طی می نمود تا از این طریق با فقرا و مساکین که پول کرآیت ی ماشین نداشتند همگام و همراه باشد و تا آخر عمر دارای ماشین شخصی نشد، حتی وقتی به ایشان اهدا هم کردند رد نموده به صاحب ماشین فرمود اگر می خواهد ثواب عایدش گردد پول آن را به فقرا کمک نماید. و خلاصه که او بنده ی خدا بود و در تمام ساعات شب و روز و دقایق زندگی فقط تقوا و ترس از خدا سرلوحه ی زندگی او را تشکیل می داد.

۹- مقام علمی مرحوم آیت الله حجت

پی بردن به مقام علمی و فضل و کمال عالمی از چند راه ممکن است که بهترین و بالاترین و بلکه مهم ترین آن شنیدن صفات و کمالات علمی و معنوی او از زبان دیگر علما و بزرگان هست چه از باب ” قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری” فقط عالم است که می تواند مقام عالمی دیگر را تشخیص داده و به مردم بیان کند. مرحوم آیت الله حجت هم از کسانی است که توسط علمای بزرگ و اساتید عظیم الشأن که هر کدام به نوبه ی خودشان از اساطین دین و رؤسای مذهب بوده جلالت و بزرگی آن ها برکسی مخفی نیست تعریف و توصیف شده است که این مطلب در اجازه نامه های اجتهاد یا روایت که به معظم له داده شده کاملاً مشهود است و ما برای نمونه دو تا از اجازه نامه های اجتهاد ایشان را که فعلاً در دسترس بود برای خوانندگان عزیز ارائه می نماییم.

۱- اجازه ی اجتهادی که از فقیه خبیر و اصولی شهیر استاد الفقها و المجتهدین حضرت آیت الله العظمی آقای شیخ ضیاء الدین عراقی طاب ثراه برای معظم له داده شده و ذیلاً آن را می خوانید :

« بسمه تعالی

بعد از حمد و صلوه، جناب مستطاب عمده الفضلاء العظام و نخبه الفقهاء … فخر المحققین و افتخار المجتهدین السلیل الموید و الجبر المسدد العلم الجلیل و الافخم النبیل غواص بحار العلم و التقوی و العارج معارج السداد و الهدی السند الممجد السید احمد الکابلی که مدت مدیدی مشغول به تحصیل علوم دینیه بوده و کسب فیوضات خویش از جوار ابوالائمه فرمودند و در همت به تحصیل یگانه زمان محسوب و بحمدالله رسیدند به مقامات عالیه خصوصاً به درجه اجتهاد که آن بهترین مراد است و برای ایشان است که عمل نماید بآنچه را که از ادله شرعیه استنباط نموده و حرام است برایشان تقلید در آنچه اجتهاد در وی فرمودند و اوصیه بتقوی الله. من الاحقر ضیاء الدین العراقی. »

۲- اجازه ی اجتهاد که از مرجع علی الاطلاق شیعه و زعیم حوزه ی علمیه و الحجه الکبری حضرت آیت الله العظمی سید ابو الحسن اصفهانی قده برای معظم له عنایت شده و ذیلاً به نظر مبارک شما رسانیده می شود:

« بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علیم اشرف انبیاء و المرسلین محمد خاتم النبیین و علی آبائه الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین اما بعد فان جناب الفاضل العالم و الورع المحقق الکامل المهذب الصفی التقی السید احمد الکابلی دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیه و تنقیح مباینها النظریه… باحثا مجدا مجتهدا حتی صار من العلماء الاعلام و ممن یشار الیه بالبنان و بلغ رتبه من الاجتهاد فله العمل بما یستنبطه من الحکام علی النهج المالوفه بین الاعلام و له التصدی فیما یتصدیه المجتهد و اجزت له ان یروی عنی کلما صحت لی روایته بالطرق المقرره المنتهیه الی مشایخی العظام الی اهل بیت العصمه علیهم السلام و نرجوه ان لا ینسانی من صالح الدعوات و السلام علیه و رحمه الله و برکاته. الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصفهانی. »

۱۰-آثار مرحوم آیت الله حجت

توضیح این نکته لازم است که آنچه در این مورد نگاشته می شود عبارت از تألیفات و تصنیفات نیست، بلکه آثاری که اینجا یادآوری می شود عبارت است از مساجد و امکنه ی عمومی که ایشان برای راحتی شیعیان یا احداث و یا تعمیر و توسعه داده از خود به یادگار گذاشت، که به طور فشرده و مختصر عبارت است از :

۱- تکیه خانه یا حسینیه ی عمومی چنداول .

۲- مسجد شهید قاضی شهاب که ایشان آن را تجدید بنا کرده و بزرگ نمود.

۳- زیارتگاه سخی در دامنه ی علی آباد کابل که توسط معظم له توسعه داده شده تجدید بنا گردید.

۴- مسجدی به نام مسجد علی در کنار زیارتگاه مذکور.

۵- مسجد جامع کارته سخی یا جمال مینه.

۶- زیارتگاه حضرت ابوالفضل در مراد خانی کابل که به امر ایشان تعمیر گردید.

۷- مسجدی در کنار زیارتگاه مذکور.

۸- مسجد خافیهای چنداول که توسط معظم له تعمیر و تجدید بنا شد.

۹- مسجد قلعه هزارها در چنداول که ایشان آن را ترمیم نمود.

۱۰-مسجد همت یارخان در چنداول که به دستور معظم له تعمیر گردید.

۱۱-کتاب خانه ی امام صادق (ع) درمسجد همت یار خان.

۱۲-غسال خانه ای برای تغسیل اموات مومنین در زیارت سخی.

۱۳-غسال خانه ی به همین منظور در کنار زیارتگاه حضرت ابوالفضل (ع) .

۱۴-غسال خانه ای هم در تکیه خانه ی عمومی چنداول.

و ده ها اثر دیگر که از ایشان در گوشه و کنار به چشم می خورد و ذکر همه ی آن ها در این جزوه ی مختصر غیر ممکن است.

۱۱- تاریخ و زمان فوت مرحوم آیت الله حجت

در آخرین ماه رمضانی که ایشان در قید حیات بودند و ضعف و کهولت کاملاً آن وجود مبارک را ناتوان ساخته بود، هر چند اطبا و نزدیکان تذکر دادند که روزه ماه رمضان را افطار نمایند، قبول نفرموده و با این که خیلی ضعیف شده بود مرتب روزه می گرفتند تا این که در شب بیست و دوم ماه رمضان ساعت دوازده شب که برای رفتن به مسجد و خواندن نماز شب آماده می شدند در روی بستر خواب خویش زمین خورده از ناحیه ی پا آسیب دیدند، پس از چند روز طبق لزوم دید، پزشکان پا را گچ گرفته از معظم له خواستند مدتی استراحت بفرمایند، اما بعد از باز کردن گچ دیگر قادر به حرکت نبوده چند ماهی در بستر ماندند، تا آن که ساعت هشت بعد از ظهر در شب پنج شنبه ۱۲/۲/۱۳۵۳ هجری شمسی در حالی که از عمر شریف و پر بار ایشان تقریباً ۸۵ سال گذشته بود، دار فانی را وداع گفته و در جوار رحمت پروردگار خویش به ملاء اعلی پیوستند، عاش سعیداً و مات سعیداً.

حدیث روز
امام جواد علیه السلام:
اَفضَلُ اَعمالِ شيعَتِنا اِنْتِـظارُ الْفَرَجِ.
با ارزش ترين اعمال شيعيان ما انتـظار فـرج است.
منتخب الأثر، ص 223.